زين العابدين شيروانى
470
بستان السياحه ( فارسي )
و مشتمل است بر قراى خرّم و دهات مكرّم آبش اكثر از قناة و كوارا و هوايش بهجتفزا از نواحى جند فلسطين و قصبهء آن بهغايت دلنشين است كويند باعث آبادى آنجا كنعان بن نوح ( ع ) بوده و بقولى بنى كنعان آباد نمودهاند اكثر انبياء عظام از آنجا ظهور نمودهاند و آن مسكن حضرت يعقوب ( ع ) و اولاد آن جناب بوده راقم بطريق عبور آن ولايت را مشاهده نموده خلقش قوم عرب و عموما شافعىمذهب و مهماننواز و در آن شيوه ممتازند ذكر كنبايت بفتح كاف و سكون نون و تاء مع الالف و كسر ياء و سكون تاء شهرى دلكشا و مدينه فرحافزاست از بنادر قديمهء كجرات و از بلاد مسرّت آياتست از اقليم دويّم هوايش كرم مدّتها در تصرّف ملوك شيعه بوده اكنون سالهاست كه فرنكان كرفتهاند و از طرف ايشان نوّاب فتحعلى خان ابن نجم الدّوله حاكم بود و قرب هفتهزار خانه در اوست و نواحى معموره مضافات اوست مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و مقتدر اهل ايمانند معدن عقيق ممتاز در نواحى آنجاست كه از اكثر معادن عقيق منفرد و مستثنى است من العجائب در آن ولايت و بندر صورت جمعى كثير از ثقات براى فقير حكايت نمودند كه در كنبايت و بندر صورت و نواحى آن ولايت جماعتيند كه چون زنان ايشان وضع حمل نزديك شود مردان ايشان را درد زادن روى نمايد و چون زنان ايشان بزايد مردان ايشان را خون از مقعد آيد و صاحب فراش كردند تا مدّت معيّن و زنان در مهد امنوامان و سلامت و صحّت باشند و زحمت و اذيّت نكشند اكرچه در ميان زن و شوهر مسافت بعيده باشد اين خبر متواتر و صحّت دارد امّا سرّ اين چيست بر فقير معلوم نيست كويند اين از اثر نفرين درويشى است و اللّه اعلم بحقايق الحال ذكر كنر بر وزن هنر ناحيهايست بهجتاثر از دار الملك كابل سه مرحله دور و اكثر مشتهياتش موفور و قريههاى آنجا بسيار معمور است حكّام آن ديار درويشان ستوده اطوارند و پيرزادكان نيكوكردارند هوايش اندك حار و آبش سازكار و مردمش خوشرفتار اكرچه راقم داخل آن ناحيه نكرديده و از دو فرسخى مشاهده شده است امّا حكّام و بزركان آن مقام را ديده است و ملاقات نموده اشخاص مستقيم الاحوال بودند و در عالم درويشى نيكو مىنمودند و با وجود كثرت دولت و مكنت به طريقهء درويشان صاحب معرفت عمل مىكردند و در لوازم فقر و فنا اهتمام تمام بجا مىآوردند راقم در عالم سياحت از ارباب حكومت و اصحاب دولت صاحب فقر و مسكنت بسيار كم مشاهده نموده است ذكر كوتاهيّه بضمّ كاف مع الواو و تاء مع الالف و كسر هاء و فتح ياء و سكون هاء شهريست ثانى در غايت آبادانى هفت مرحله از اسلامبول دور و اكثر مشتهياتش موفور است قرب ده هزار باب خانه در اوست و بلوكات خوب مضافات اوست از اقليم پنجم آبش در كمال عذوبت و هوايش به برودت مايل فواكه سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست مردمش اكثر حنفىمذهب و ديكر نصارى قبر سلطان بايزيد خان كه معاصر امير تيمور بود در آن ديار در غايت اشتهار است راقم مدّت دو ماه در آن شهر مهمان حاكمش بوده و كمال مهماننوازى نموده نامش الحاج احمد آقا شخصى با صدق و صفا بود ذكر كوار بر وزن جوار بلوكى است بهجتآثار قرب چهل پاره قريه در اوست و آب و هوايش نيكوست در هفت فرسخى شيراز اتّفاق افتاده و اطراف اكثر دهاتش كشاده است كويند بهمن بن اسفنديار بر آب آن ديار بندى بسته تا آب بالا آمده و آن زمين قابل عمارت شده اكنون اكثر آبش از قناتست مكرّر ديده شده است به اعتقاد راقم هواى بلوك مرودشت و كوار خوبتر از شهر شيراز است ذكر كوه مرّه بفتح ميم و راء مشدّده و سكون هاء كويند نام چند بلوكست در فارس و قرب شيراز راقم يك بلوك كوه مرّه را ديده و چند روز در آن كرديده كوهستان سخت و جنكلهاى پردرخت دارد مصراع همه چيزش فراوان غير آدم ذكر كوفه از امّهات بلاد اسلام است از اقليم سيّم و هوايش كرم طولش از جزاير خالدات عط يم و عرضش از خط استوى لال از اتّفاق طول و عرضش برابر شده لهذا دلالت بر آن دارد كه از متوطّنان آنجا كارى برنيايد و از اتّفاق ايشان تفرقه زايد و قول ايشان را اعتماد نشايد اين مثل در ميان عرب مشهور است كه الكوفى لا يوفى هوشنك بن سيامك پيشدادى آن را عمارت كرده بعد از خرابى سعد بن وقّاص در عهد عمر در تجديد عمارت